در سوگ از دست رفته ای که او را ندیدم ! ( به یاد عمار میر انصاری )

خرید بک لینک

در خبرها آمده بود که پیکر عمار میر انصاری پسر دکتر میر انصاری ، قائم مقام بنیاد شهید ، که در مقبره الشهدای مکۀ مکرمه دفن شده بوده ، شناسایی شده است . در روزهای اخیر مجالس بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد که من هم در یکی از آنها حضور داشتم .

در این روزها این برادر از دست رفته ، به شدت فکر مرا به خود مشغول داشت . حتی نیمه شب از خواب بیدار می شدم و او به ذهنم می آمد ، بدون اینکه از قبل بشناسمش ، بدون اینکه از قبل نامش را بدانم ، بدون اینکه حتی عکس اش را دیده باشم .

به او گفتم ، برادرم از من چه می خواهی ؟ می دانم که آمده ای چیزی بگویی ؟ اما من چگونه باید ناگفته هایت را بخوانم ؟

باز به او گفتم می دانم که پدرت سال ها در بنیاد شهید ، نظاره گر بی تابی خانواده شهدا بوده و درد آنها را به جان خریده است . می دانم که جوان با ایمان و مخلصی بوده ای و سه یادگار از تو برای پدر و مادر داغدارت بر جای مانده است و در عید قربان 59 به دنیا امده ای و عید قربان 94 از دنیا رفته ای و در فاصلۀ این دو عید با راستی و درستی و عشق زندگی کرده ای .

برادرم ، این همه چیزی است که من از تو می دانم و حالا به خانۀ ما آمده ای و میهمان ما شده ای و من حیرانم که چگونه از تو سخن بگویم . شاید بدانی که ما هم عزیزان و دوستان خوب مان را در روزهای انقلاب و در جنگ و در حوادث خونبار دیگری که این ملت و این مردم از سر گذراندند از دست داده ایم ،که ما هم داغ بر سینه داریم و به درد عشق مبتلاییم .

برادر جان قلم من شرمسار و ناتوان است اگر بخواهم از غم پدرت بنویسم و از غم همۀ پدرها و همۀ مادرها و همسران و فرزندان این سرزمین که نزدیک ترین عزیزان شان و پاره های تن شان را را به ناحق از دست دادند و حتی پیکر بی جان آن ها را برای آخرین بار ندیدند.

شکسته باد دست آنانی که دست به دست هم دادند و با عدم شایستگی خود در مدیریت مهم ترین اجتماع سالیانۀ مسلمانان ، بی رحمانه ترین حوادث را برای مظلومانی چون تو رقم زدند . همان هایی که اتفاقا فقط خود را مسلمان و دیگران را نامسلمان و مستحق عقوبت می دانند .

امروز تو دور از خانواده ات در سرزمین دیگری در خاک آرمیده ای ، مثل دهها تن دیگر از هموطنان مان که در کنار تو آرام گرفته اند و در آسمان نظاره گر اندوه و مویه های نزدیکان شان هستند .

اما چون آسمان آبی درخشان روشن است که این اشک ها و ناله ها و سوز دل های پریشان ، در نظام علت و معلولی این جهان بی جواب نمی ماند و به زودی دامنگیر آنانی می شود که باید بشود .

برادر جان امروز همۀ شما نمادهای مظلومیت و بی گناهی و تنهایی ملتی هستید که می خواهد در این جهان وانفسا روی پای خود بایستد و کرامت اش را در بده بستان های بین المللی حفظ کند و رابطه ای عادلانه با دیگر کشورهای دنیا داشته باشد . شما نمادهای درخشانی از بزرگی و مقاومت و ایستادگی ملت ایران هستید در سرزمینی که خدا مقدس اش داشته ،اما مقدسان بر آن حکم نمی رانند .

که می داند ؟ شاید همین مسافران بی بازگشت ، که با دل های عاشق و چشم های منتظرشان ، اینک در آغوش خاک مقدس جای گرفته اند ، روزی طلوع خورشید حق و عدالت را در این سرزمین نظاره کنند، روزی که دور نیست و به زودی از راه می رسد !

انعکاس در سایت الف به تاریخ 94/10/1

http://alef.ir/vdcd0soyt0fz6.2a2y.html?319094

مهرمانا Mehrmana...

ما را در سایت مهرمانا Mehrmana دنبال می‌کنید

برچسب: در سوگ از دست دادن مادر,در سوگ از دست دادن پدر,در سوگ از دست دادن عمو,در سوگ از دست دادن برادر,در سوگ از دست دادن دوست,ترانه لری در سوگ آذربایجان,در سوگ عزیز از دست رفته,شعر در سوگ از دست رفته,در سوگ عزیزان از دست رفته,در سوگ امیر ازادی, نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 8:43

صفحه بندی