در روزهایی که ایرانی ها در تدارک جشن سال نو و گذراندن تعطیلات نوروزی بودند ، رخداد مهم و تعیین کننده ای در قارۀ سبز به وقوع پیوست که به روال معمول توسط رسانه های پرقدرت غربی پوشش وسیع داده شد و مورد تجزیه و تحلیل های هدف مند و جهت دار قرار گرفت و نهایتا با استفاده از ابزارهای حرفه ای رسانه ای ،تلاش شد که ذهن مخاطبین گسترده ای که در سراسر جهان نظاره گر این اتفاق بودند ، به سمت و سوی مورد نظر نظام سلطۀ جهانی کانالیزه شود.
وقوع انفجارهای بزرگ انتحاری که ایستگاه متروی مالبیک در نزدیکی مقر پارلمان اروپا وقسمت هایی از فرودگاه بین المللی بروکسل را تخریب و به کشته و زخمی شدن دهها تن انجامید، جهان را غافلگیر کرد .
حتی اگر اردوغان چهار روز قبل از آن و در پی حوادث تروریستی استانبول گفته باشد دلیلی وجود ندارد بمبی که در آنکارا منفجر شد ، در بروکسل یا هر شهر اروپایی دیگری منفجر نشود و حتی اگر بلژیک به عنوان کشوری شناخته شود که بیشترین تعداد شهروندان اروپایی داعش را در خود جای داده است و مقامات اروپایی چون رابین وینرایت بگویند پنج هزار مظنون در اروپا رادیکالیزه شده و برای کسب تجربه جنگی به سوریه و عراق سفر کرده و بعضی از آنها به اروپا بازگشته اند و حتی اگر مدیر یوروپل ( سازمان پلیس اتحادیه اروپا) اظهار کند شبکه های جهادی اروپا گسترده تر از آن است که ابتدا فکر می کردیم ، ، باز هم وقوع چنین انفجارهایی در قلب پایتخت سیاسی اروپا به شدت غافلگیر کننده بوده وبهت و حیرت جهانیان را برانگیخت.
در معرکه آتش و خونی که به دنبال وقوع این حوادث در بروکسل به وجود آمد، میلیونها تن از مردم جهان برای یافتن حقیقت و اطلاع از کم و کیف ماجرا چشم به صفحه تلویزیون های خود دوختند و تا ساعتها بعد از انفجار، اخبار را به طور زنده از بروکسل دنبال کردند و با دیدن گزارش های مربوط به کشته شدگان و زخمی ها ، دل آزرده شدند .
در این حال ، بینندگان جهانی شاهد بودند که صدها خبرنگار در مناطق مختلف بروکسل، در پی یافتن خبرهای دست اول و صحنه های تاثیرگذار ، این سو و آن سو می دویدند تا اطلاعات جدید و دقیق از حادثه را در اختیار مردم بگذارند.
یکی از منابع اصلی خبرنگارها نیزمصاحبه با سوژه هایی بود که با مهارت کلامی خوب می توانستند صحنه را به روشنی شرح بدهند و احتمالا اظهار نظری هم داشته باشند .
به دلایل واضح ، در این میان محله مهاجر نشین و فقیر نشین مولن بک در پایتخت بلژیک در کانون توجه قرار گرفت و گزارش ها و مصاحیه های مردمی فراوانی توسط خبرنگاران از آنجا به نقاط دیگر جهان مخابره شد .
چرا که اکثر بازداشت شدگان مرتبط با حملات پاریس در این محل دستگیر شده اند و بسیاری از جوانانی که به سوریه رفته و به داعش و دیگر گروه های تندروی مشابه آن پیوسته اند ، در این محله به دنیا آمده و در آنجا بزرگ شده و زندگی کرده اند . محله ای که بیشتر ساکنانش را مسلمانان مهاجر تشکیل می دهند .
فضای محله ، ظاهر نازیبای آن و نمای آپارتمان ها و مغازهای فرسوده و بی قواره ، برای بیننده خارجی عجیب می نماید ، چرا که با تصاویری که به طور معمول از پایتخت سیاسی اروپا در رسانه ها دیده می شود ، تفاوت بسیار دارد .
زن جوان مسلمانی که روسری بر سر دارد و کنار در خانه اش ایستاده ، با هراسی آشکار در چشمانش به یکی از خبرنگاران میگوید : امیدوارم مردم بلژیک بدانند که ما صلح طلب هستیم و مثل تروریست ها فکر نمی کنیم ، ما میخواهیم در آرامش و صلح به زندگی خود ادامه دهیم .
علیرغم اینکه مولن بک در اروپای ثروتمند و در بلژیک سرسبز و آرام و امن واقع شده ، نمادهای عینی و ذهنی فقر و محرومیت از سرو روی محله می بارد ، و این را آنانی که چشم به تلویزیون هایشان دوخته اند به سرعت در می یابند .
امروز مسلمان ها در این محله با نگرانی و ترس و با اعتماد به نفسی از دست رفته ، چشم به دوربین خبرنگاران دوخته اند و اظهار امیدواری می کنند که مردم بلژیک در باره آنها دچار سوء تفاهم نشوند . همان بلژیکی هایی که بعضی هایشان کمی آن سو تر از اراذل و اوباش مولن بک سخن می گویند !
اما حالا اگر خبرنگار جوان و پرشور یکی از شبکه های تلویزیونی اروپایی باشی و این حرف ها تو را راضی نکند و به دنبال سوژه متفاوتی بگردی ، حتما او را خواهی یافت ، مولن بک تو را دست خالی باز نمی گرداند !
سوژۀ متفاوت از راه می رسد ! اما اصلا علاقه ای به مصاحبه ندارد و می خواهد از ازدحام خبرنگاران و پلیس ها بگریزد . او مرد میانسال سیه چرده ای است که دست دختر بچه ای را در دست گرفته و با آشفتگی و به سرعت از میان مردم ، خبرنگارها و دوربین ها عبور می کند و در پیاده رو می دود . خبرنگار جوان کنجکاو می شود و با دوربین به دنبالش می دود و از او تقاضای مصاحبه می کند .
مرد با تندی می گوید : مصاحیه نمی کنم ، حرفی ندارم ، بگذارید بروم ....
آن وقت خبرنگار با اصرار بیشتر از او می خواهد که صحبت کند و مردکه به سرعت راه می رود و نگران است ، ناگهان می ایستد و به دوربین خیره می شود و می گوید :
چه باید بگویم ؟ مگر خودتان وضع ما را نمی بینید ؟ من مسلمانم ، بیست سال است که با خانواده ام در اینجا زندگی میکنم و قانونا شهروند بلژیک هستم ، اما هنوز از نظر آنها یک خارجی و یک غریبه به حساب می آیم ، بلژیکی ها با ما دوست نمی شوند ،ارتباط برقرار نمی کنند، به ماکار نمی دهند ، و ما را از اجتماع خود کاملا جدا کرده اند .
مرد ادامه می دهد : این جا پر از جوان هایی است که والدین مهاجر دارند ، اما در همین محله بدنیا آمده اند ، بزرگ شده اند ، درس خوانده اند ، ولی همه آنها بیکار و بی پول هستند ، بلژیکی ها پس از سال ها هنوز هم ما را هم وطن خود نمی دانند ، تبعیض وحشتناک است ، ما در اروپا با استانداردهای آفریقا زندگی می کنیم ! ما طرد شده و از جامعه پس رانده ایم ، آنها اجازه ندادند به جامعه نزدیک شویم ، پس از سال ها هنوز اختلافات فرهنگی بیداد می کند و هنوز اینجا فقیرترین محله بروکسل است .
شما دوست دارید به مردم دنیا دروغ بگویید و این کار را خواهید کرد ، هیچ کس هم نخواهد فهمید ما در مولن بک با چه رنجی زندگی می کنیم ، هیچ کس نخواهد فهمید ما در اروپا چقدر تحقیر شده ایم و چقدر محرومیت کشیده ایم ، گفتن این حرفها برای ما هیچ فایده ای ندارد ، ما برای کسی اهمیتی نداریم ، بگذارید بروم ،من مورد خوبی برای مصاحبه نیستم ، چون دنیا به دنبال حقیقت نیست !
خبرنگار جوان نمی داند چه بگوید و چه توضیحی بدهد ، مرد اما دست دخترکش را محکم تر در دست می گیرد و تند تر دور می شود و خبرنگار جوان اروپایی می ماند و نگاه پر از سوالش و گزارشی که شاید ناغافل در ازدحام هراس آور مولن بک و در میان فریادهای ضد خشونت و صلح طلبی بلژیکی ها به روی آنتن رفته است !
انعکاس در سایت الف به آدرس
http://alef.ir/vdcdnx0ssyt0ok6.2a2y.html?342593
17 فروردین 1395
مهرمانا Mehrmana...
ما را در سایت مهرمانا Mehrmana دنبال میکنید
برچسب: به دنیایی که مردانش عصا,به دنیایی که مردانش,به دنیایی که, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 8:41